تبليغاتX
❤ رویای ناتمام من ❤




























❤ رویای ناتمام من ❤

نميدونم که چی شد يهو شدی عزيزم ..






 

از روزی که پا در عرصه زندگی‌ام نهادي ؛

ديگر دلم با شكستن آشنا نيستـــــ . 

الهي پر تپش باشد دلت كه خون به رگهاي دلم داد ..

فصل خاكستريم سبـــز شد ،

فصل سرد خواهشم به فصل گرماي عشـق رسيد ..

دلم مي‌خواهد هـــر شبــــــ تا صبح اشك شادي بريزم اما ؛

ترسم از اين است كه شانه‌هايت را خسته كنمـــ ..

پس ؛ لحظه‌ها را با بودنتـــــ مي‌شمارم تا صبح شود ..

پشت پنجره مي‌شنوم پيغام باد را ..

و هر روز صبح وقتي از آغوشم مي‌روي ..

جاي پايت را نگاه مي‌كنم ،

و مي‌شمارم كه چند شاهزاده كوچك جاي كفشهايت را مي‌بوسد ..

تو ؛

عاشقم كردي به شب مينايي ؛

بر فلكي نوراني ؛

به گل‌هاي شكفته مهتابي

و

عاشقم كردي به وجـــود نازنينتـــــ ؟

تمامـــ عاشقانه‌هاي مني ..

 

نهال :: شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391 :: 23:20 ::


سلام دوست جونیام خوبین؟؟ خوشین؟؟ زندگی خوب پیش میره؟؟؟

 پیشاپیش عیدروبه همتون تبریک میگم امیدوارم سال خیلی خوب وبا برکتی داشته باشید.

نمیدونم دیگه کی میام نت!!!عید عروسیمه (گیلیلیلیلیلیلیلیلی) خونمون ( خونه منو وشوشوم )فعلا نت

 تعطیله هروقت اومدم خونه مامانیم میام بهتون سرمیزنم.

وای خیلی استرس دارم شاید خیلی هاتون این حس روتجربه کرده باشین.برام دعاکنین

نمیدونین صبح تا شب بازارم هرچی بخری بازم یه جای خونت یه چیزی کم داره

اولش مثل خاله بازی میمونه  همه وسایلات نو وقشنگه  بایه عشقی اونا رومیچینی که حدو اندازه نداره.

ولی زندگی مثل خاله بازی نمیمونه بایددیگه دست ازبچگیت برداریو خودتو برای تمام مشکلات اماده

کنی ..مشکل که نه تمام اتفاقات خوب وبد...بخاطر همین یک استرس دارم

دلم برای همتون خیلی تنگ میشه خیلی دوستتون دارم بای

.


 

نهال :: چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390 :: 12:44 ::


 روزهای زندگی ام گرم میگذرد با تو ،به گرمای لحظه هایی که تو در آغوشمی
با تو گرم هستم و نمیسوزد عشقمان، ای خورشید خاموش نشدنی
همچو یک رود که آرام میگذرد،عشق ما نیز آرام میگذرد و تویی سرچشمه زلال این دل
ساعت عشق مان تمام لحظه های زندگیست ،ثانیه هایی که پر از عطر و بوی عاشقیست
ای جان من ،مهربانی و محبتهایت،وفاداری و عشق این روزهایت،امیدی است برای خوشبختی فردایت
میدانم همیشه همینگونه که هستی خواهی ماند،مثل یک گل به پاکی چشمهایت،به وسعت دنیای بی همتایت
هوای تو را میخواهم در این حال دلتنگی،امواجی از یاد تو را میخواهم در دریای خاطره های به یادماندنی
همنفسمی، ای که با تو یک نفس عاشقم
همزبانمی، ای که با تو یک صدا برایت احساسات عاشقانه ام را میگویم
حرفی نمانده جز سکوت بین من و چشمانت، که در این سکوت میتوان یک دنیا عشق را خواند
چه با شوق میخوانم چشمانت را و چه عاشقانه گرفته ایم دستهای هم را
گفتی دستهایم گرم است، گفتم عزیزم این چشمهای تو است که مرا به آتش کشیده است
همه ی دنیا فریاد عشق ما را شنیده است،هنوز هم نگاهم به نگاهت دوخته است،
چقدر قلبت زیباست...
چه بی انتهاست قصر عشق تو و من چه خوشبختم از اینکه اینجا هستم ، در کنار تو
تویی که برایم از همه چیز بالاتری و از همه کس عزیزتر
میخوانمت تا دلم آرام بماند

 


نهال :: سه شنبه نهم اسفند 1390 :: 0:30 ::


 

میدونی ولنتاین یعنی چی؟ یعنی اینکه یه عاشق واقعی باید به یه نفر دل

 ببنده و تا آخر عمر هم عاشقانه عاشقش باشه

عاشقتم تا همیشه ولنتاین مبارک

Free Smiley

 

همسرعزیزم صادقانه میگم تمام دنیای منی باتمام وجود دوست دارم.

 

 

 

نهال :: دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390 :: 15:24 ::


 

تولدم مبارک Free Smiley خیلی ساده ...

               


ادامه مطلب
نهال :: پنجشنبه سیزدهم بهمن 1390 :: 16:55 ::


 

چگونگی انقراض ایرانی ها *خنده*
 
بعد از اجرای موفقیت آمیز طرح تفکیک جنسیتی در سراسر اماکن خصوصی و
 
عمومی کشور ؛ به بررسی روند رشد و نمو یک کودک (پسر) از مهد کودک تا پیری
 
میپردازیم :

اسم کودک را جواد در نظر میگیریم که همراه با همکلاسی خود به نام رضا در حال
 
برگشت از مهد کودک است.

1) در مسیر برگشت از مهد کودک :

لضا لضا (همان رضا ) مامانم میخواد لنج (گنج) طلا بیاره ها !

رضا : مامان چیه ؟!


2) 3 سال بعد در مسیر رفت به مدرسه داخل سرویس مدرسه

راننده رو به بچه های داخل سرویس : همه زود چشاشونو ببندن داریم از کنار یه مدرسه دخترانه رد میشیم!

جواد : رضا رضا ، دختر چیه ؟


3 ) 5 سال بعد از 3 سال ؛ زنگ تفریح ؛ مدرسه راهنمایی

رضا : جواد من دیشب از بالای پشت بوم یه چیزی تو حیاط خونه همسایه دیدم.

جواد : چی ؟

رضا : دختر ! دختر ! بالاخره دیدم

جواد : جون مادرت ؟! یالاه بگو چه شکلی هستن اینا !


4) 4 سال بعد از قبلی! سرکوچه جواد اینا

رضا : جواد چیکار داشتی گفتی زود بیا

جواد : رضا دیشب یکی به گوشیم زنگ زد.صداش خیلی عجیب غریب بود.یواشکی حرف میزد و میگفت یه دختره و از من میپرسید آیا پسرم ؟!

رضا : تو چی گفتی ؟

جواد : گفتم آره پسرم و بعدش دختره غش کرد !

5 ) 6 سال بعد ؛ دانشگاه

جواد : رضا راسته میگند پشت این دیواره پر از دختره ؟!

رضا : آره منم شنیدم.میشنوی دارن میخندن! مگه اونا هم میخندن ؟


6 ) چند سال بعد ، شب خواستگاری

جواد : ببخشید یعنی الان شما واقعا یه دخترید ؟!


7 ) چند ماه بعد ، شب ازدواج

جواد : خوب الان باید چیکار کنیم ؟!

خانم : هیچی دیگه ،خسته ایم باید بخوابیم.شما هم برو تو اتاق خودت بخواب!


8 ) خیلی سال بعد ، دوران کهولت

جواد : دیشب مادر خدا بیامرزم به خوابم اومد گفت نمیخواهید بچه بیارید ؟

خانم : از کجا بیاریم.تو جهیزیه من که بچه نبود ، تو چرا نخریدی یه دونه ؟


9) خیلی سال بعد

نسل ایرانی منقرض شد...


نهال :: دوشنبه دهم بهمن 1390 :: 0:48 ::


اگه قرار بود بزرگترین تجربه ی زندگیتو یادم بدی چی برام مینوشتی؟؟؟؟

نهال :: دوشنبه نوزدهم دی 1390 :: 0:46 ::


تا وقتي كه توهستي

تا لحظه اي كه ياد تو در خاطر من جاريست...

تا زماني كه دستهاي گرمت همراه دستهاي خسته ي منه...

تا وقتي كه نگاهت تنها پناه گاه وتكيه گاه نگاه سرگردان منه...

تا وقتي كه شونه هاي تو امن ترين جاي دنياست براي من من زنده هستم 

 

دوستت دارم همنفسم بی تومیمیرم همیشه با من باش تاابد...

 

 

نهال :: دوشنبه نوزدهم دی 1390 :: 0:41 ::


 

 

بی تو،

جايي در اين دنياي بزرگ ندارم ،

و تنهاتر از من ديگر تنهايي نيست!

تو همه دنياي مني ،

به زيبايي هاي اين دنيا که مي نگرم

تو را ميبينم ،

دوستت دارم !

مستم از عشق تو ،

و پريشانم از غصه هاي تو !

با تو پر از اميدم ،

و رنگ خوشبختي را

خوش رنگتر از گذشته مي بينم

با تو قلب من خوشبخت ترين قلب دنياست ،

دوستت دارم …

زیرا در ميان همه تو توانستي بماني با قلبم ،

بسازي با احساسم

و درک کني زندگي ام را ...!

دوستت دارم…

زیرا که اين قلب کوچک و پر از عشق مرا

در قلبت طلسم کرده اي

و نگذاشتي هيچ کس ديگر

قلب مرا از تو بگيرد !

اينبار با فرياد ،

با چشمهاي گريان ،

با قلبي عاشق ،

و با احساسي پر از دوست داشتن

ميگويم که

               دوستت دارم ...

نهال :: چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390 :: 15:26 ::


 

امد محرم که به تن لباس سیاه عزا کنی/ دل رابه ماتمی ابدی مبتلا کنی/

گویی حسین و یکسره اشکت روان شود /

 وقتی لوای خیمه ماتم به پاکنی/

 یاصاحب الزمان چه شود از کرامتت/

مارامقیم یک سحر کربلا کنی/

وقتی طواف مرقد شش گوشه میکنی/

 تنها دعای ماست که مارا دعاکنی.

 

نهال :: سه شنبه هشتم آذر 1390 :: 13:3 ::


 

 

 شِـکلک هآے خآنومے

عشق را در تو

تو را در دل

دل را در موقع تپیدن و تپیدن را به خاطر تو دوست دارم

من غم را در سکوت

سکوت را در شب

شب را در بستر و بستر را برای اندیشیدن به خاطر تو  

دوست دارم


من بهار را به خاطر شکوفه هایش



زندگی را به خاطر زیباییش


و زیباییش را به خاطر تو دوست دارم


من دنیا را به خاطر خدایش خدایی که تورا خلق کرد دوست دارم **

نهال :: دوشنبه نهم آبان 1390 :: 11:56 ::


زمونه ازم پرسید : کی روبیشتر از همه دوست داری ؟ من راجع به

توهیچی بهش نگفتم اخه رسم زمونه اینه هرکی رو دوست داری ازت

میگیره!

نهال :: شنبه هفتم آبان 1390 :: 16:27 ::


 

عشق در عالم SmS

 

 

 

عشق يعنی اينکه : گاهی وقت ها

که واقعا هيچ حرفی برای گفتن نداری ؛

 اس . ام .اس خالی می فرستی تا بفهمه به يادش هستی !

 


عشق يعنی اينکه: هروقت يه اس . ام .اس دير می رسه ؛

 چندبار Send می کنی ؛

شايد اونا زودتر برسن !

 

عشق يعنی اينکه: پشت سر هم به اون تک زنگ  می زنی

 تا اس. ام . اس ها برسن ..

 

عشق يعنی اينکه : هر جايی که يک جمله عاشقانه يا زيبا ديدی ؛

 سريع برای اون اس . ام . اس می کنی ..

 

عشق يعنی اينکه : قبض موبايلت فقط مخابرات رو خوشحال می کنه ! !

 

عشق يعنی اينکه : دو هزار اس . ام . اس در ماه ! !

 

عشق يعنی اينکه : آخر شعرهای اين و اون

 اسم خودتو می نويسی ؛

 تا به اون بگی که چه قدر عاشقشی ..

 

 

 

   نميدونم که چی شد يهو شدی عزيزم ..

                   تا به خودم اومدم ديدم برات ميميرم ..

نهال :: شنبه بیست و ششم شهریور 1390 :: 12:47 ::



 

خدا قول نداده آسمون همیشه آبی باشه و باغها پوشیده از گل ،

قول نداده زندگی همیشه به کامت باشه ،

خدا روزای بی غصه و شا د یهای بدون غم و سلامت بدون درد رو هم قول نداده،


خدا ساحل بی طوفان ، آفتاب بی بارون و خنده های همیشگی رو قول نداده،

خدا قول نداده که رنج ، که تو رنج و وسوسه و اندوه رو تجربه نکنی،

خدا جاده های آسون و هموا ر، سفرهای بی معطلی رو قول نداده،

قول نداده کوهها بدون صخره باشن و شیب نداشته باشن،

 رود خونه ها گل آلود و عمیق نباشن،

قول داده،
ولی خدا رسیدن یه روز خوب رو قول داده،

خدا روزی روزانه استراحت بعد از کار سخت،

 کمک تو کارها و عشق جاودان رو قول داده،

عجب روزی میشه اون روز

،
پس نا ملا یمات زندگی رو شکر بگو و فقط از خودش کمک بگیر

 که او جاودانه است و بس،
نا امیدی مثل جاده ای پر دست اندازه که از سرعت کم می کنه،

 
اما همین دست انداز نوید یه جاده صاف و وسیع رو بهت می ده،


زیاد تو دست انداز نمون،


وقتی حس کردی به اون چیزی که می خواستی نرسیدی

 خدا رو شکر کن چون اون می خواد


تو یه زمان مناسب تر غافلگیرت کنه و یه چیزی فراتر از خواسته الا نت
بهت بده ...

 

نهال :: دوشنبه هفدهم مرداد 1390 :: 4:21 ::


آن عشق را در تو ، تو را در دل ، دل را در موقع تپیدن به تو دوست دارم .

 

 

نهال :: یکشنبه نهم مرداد 1390 :: 1:17 ::


اگه عاشقی همش کار دله!

پس چرا من همه اش

فکرم

ذهنم

هوشم

حواسم

پیش توست؟

   Smiley        

نهال :: یکشنبه نهم مرداد 1390 :: 0:48 ::


 

نهال :: دوشنبه سوم مرداد 1390 :: 3:45 ::


دوستت دارم چون تنها فکر تنهایی مني  دوستت دارم چون زیباترین لحظات زندگی مني دوستت دارم چون زیباترین رویای خواب منی دوستت دارم چون زیباترین خاطرات  منی  دوستت دارم چون به یک نگاه عشق منی...

تقديم به همسرعزیزم

 

 

نهال :: یکشنبه دوم مرداد 1390 :: 17:57 ::


شاگردی از استادش پرسيد: عشق چست؟ استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و

پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که

نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی! شاگرد به گندم زار رفت و پس از

مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: چه آوردی؟ و شاگرد با حسرت جواب داد:

هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن

پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم . استاد گفت: عشق يعنی همين! شاگرد

پرسيد: پس ازدواج چيست؟ استاد به سخن آمد که : به جنگل برو و بلندترين

درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! شاگرد

رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسيد که شاگرد را چه شد

و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم.

ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم. همين!!

نهال :: دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390 :: 12:8 ::


خدای من ! با من بمان ! در لحظه لحظه ی زندگی ام همراهم باش و


هدایتگرم باش..!


خدایا !..........دریاب حال مرا که....از وصف حالم عاجزم....و خسته....


دریاب مرا ! این بنده ی سراسر بغض و حسرت را...

.

صبر !....صبر را به من هدیه کن !


خدایا !...بگذار دست یابم به هر آنچه که دلم با او آرام میگیرد ...و مگذار !


تو را قسم به خداییت مگذار گناه کنم....


خدایا ! مواظبم باش ! مواظب این روح بی قرار و تنهایم باش !

نهال :: دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390 :: 12:5 ::


سلام دوستای گلم خوبین؟؟؟ خوشین ؟؟ زندگی طبق مراده؟؟ خوب خداروشکر بوی امتحاناهم که کم کم داره میاد و ماهم رسما بدبختیم  تازه من امسال نهاییم  این اخرین اپمه  تا پایان  امتحانا  برام دعا کنید به دعاتون سخت محتاجم دلم براتون تنگ میشه  بای  بای

نهال :: جمعه شانزدهم اردیبهشت 1390 :: 1:3 ::


بر حاشیه برگ شقایق بنویسید / گل تاب فشار در و دیوار ندارد .

نیکی به پدر و مادر، موجب ایمنی از خشم الهی است . (حضرت زهرا)

شهادت مادر سادات  بی بی فاطمه زهرا را به همه ی مسلمانان جهان تسلیت عرض میکنم

نهال :: چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390 :: 17:36 ::


 

  بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین )


عاشق شدن .

 

آنقدر بخندی که دلت درد بگیره .

     

بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی
 
هزار تا نامه داری .

   رای مسافرت به یک جای خوشگل بری .

به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی .

 
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی .

از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه ! 
 
آخرین امتحانت رو پاس کنی .

کسی رو که معمولا زیاد نمی بینیش ولی دلت
 
می خواد ببینیش بهت تلفن کنه .

 

 توی جيب شلواری که از سال گذشته ازش استفاده
 
نمی کردی پول پیدا کنی .

 

 برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و
 
بهش بخندی  !!!

نیمه شب تلفن داشته باشی که ساعتها هم
 
طول بکشه .

بدون دلیل بخندی .


 بطور تصادفی بشنوی که یه نفر داره
 
از ت تعریف می کنه .


 از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه
 
هم می تونی بخوابی  !


 آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یادت
 
می یاره .

 

عضو یک تیم باشی .

 از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی .  


 دوستهای جدید پیدا کنی .

 
 
وقتی "اونو" میبینی دلت هری
 
بریزه پایین  !
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی .

کسانی رو که دوستشون داری خوشحال ببینی .


 یه  دوست قدیمی رو دوباره ببینی و
 
ببینی که فرقی نکرده .

 

 عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی .
یکی رو داشته باشی که بدونی دوستت داره . 

یادت بیاد که دوستهای احمقت چه کارهای
 
احمقانه ای کردن و بخندی
 
و بخندی و  باز هم بخندی .


 اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند ...
 
قدرشون روبدونیم .  

 وقتي  زندگي 100 دليل براي گريه كردن  به  تو نشان ميده ،

تو 1000 دليل  براي  خنديدن به اون نشون بده .

 

چارلی چاپلین

نهال :: چهارشنبه چهاردهم اردیبهشت 1390 :: 15:36 ::


آدمهای ساده  را دوست دارم. همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند. همان ها که برای همه  لبخند دارند. همان ها که همیشه هستند، برای همه هستند.

آدمهای ساده  را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعتها تماشا کرد؛
عمرشان کوتاه است. بسکه هر کسی از راه می رسد یا ازشان  سوءاستفاده می کند یا زمینشان میزند یا درس ساده نبودن بهشان  می دهد.

آدم های ساده  را دوست  دارم.  بوی ناب آدم”می دهند

نهال :: پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390 :: 22:43 ::


قبله من  
چه قدر ساده و آرام،
چه قدر صبور و صميمي،
تو در من آميختي.
باور کن تو را در اولين نماز نخوانده جستجو کردم
که هنوز به قنوت گريه نرسيده سلامم دادي.
بعد...
من ماندم و دستان پر دعايي
که به آسمان پر استجابت چشمانت آويخته شد.
اصلا بيا و تو بگو...
تو بگو کدامين سو قبله ي من است!؟

نهال :: پنجشنبه هشتم اردیبهشت 1390 :: 22:35 ::




امروز روز خداحافظی بود خیلی دلم گرفت شایددیگه خانم نجفی وخانم زنگویی رونبینم وای دلم براشون یه ذره میشه خیلی دوسشون دارم تااخرعمرم فراموششون نمیکنم بااینکه ازمدرسه خوشم نمیاد ولی تحمل دوریه  دبیرایی که دوستشون دارم واقعا برام خیلی سخته
نهال :: سه شنبه ششم اردیبهشت 1390 :: 21:2 ::


دل تنگ همه چيز و خسته از همه جا و همه کس !!  

خسته شدم از شهر و مردمش ....از همه تعلقاتش !! از همه محدوديت هایش

 از مسخره کردن اعتقادات !!

خدايا به کجا مي رويم ؟؟ بي يار شده ايم ، تو يارمان باش !! 
 

خدايا ! نفس کشيدن هم برايم سخت شده است !!

نهال :: دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390 :: 23:12 ::


سلام دوستای نازنینم خوبین ؟؟؟ایشالله همیشه خوب باشین

راستی نظرتونودرموردقالب جدیدم بگینقالب قبلیه فونتش خیلی ریزبود.

هرکاری میکنم دیگه اهنگش نمیخونه

نهال :: دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390 :: 23:5 ::


نگاهت را به کسی دوز که قلبش برای تو بتپه چشمانت را با نگاه کسی اشنا کن که زندگی را درک کرده باشه سرت را روی شانه های کسی بگذار که از صدای تپشهای قلبت تو را بشناسه آرامش نگاهت رو به قلبی پیوند بزن که بی ریاترین باشه لبخندت را نثار کسی کن که دل به زمین نداده باشه رویایت رو با چهره ی کسی تصویر کن که زیبایی را احساس کرده باشه چشم به راه کسی باش که تو را انتظار کشیده باشه اما عاشق کسی باش که تک تک سلولهای بدنش تقدس عشق را درک کرده باشه
نهال :: دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390 :: 22:49 ::


رسم زندگی این است روزی کسی را دوست داری و روز بعد تنهایی به همین سادگی او رفته است و همه چیز تمام شده مثل یک مهمانی که به آخر می رسد و تو به حال خود رها می شوی چرا غمگینی ؟ این رسم زندگیست پس تنها آوازبخوان...
نهال :: دوشنبه پنجم اردیبهشت 1390 :: 22:45 ::